سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

 

 

مهدی آذر یزدی از جمله نویسندگانی بود که به قول معروف «به مکتب نرفت و خط ننوشت» اما سرلوحه بسیاری از افراد در نویسندگی شد. او در دهه‌های 40 و 50 شمسی و در اوج رقابت و هیاهوی گروه‌های چپ به ادبیات کودک و نوجوان پرداخت و یک تنه بار گرانی را بر دوش کشید. وی آثار کلاسیک ایرانی را به زبانی ساده در دسترس بسیاری از کودکان و نوجوانان قرار داد تا از این طریق پرتو دیگری به ادبیات کودک و نوجوان انداخته شود.

این مرد یزدی و راستگو (شهرت بسیاری از یزدی‌ها) پس از بازنشستگی، در دهه 70 دست به قلم شد و برای مجله «جهان کتاب» مطالبی را نوشت. مطالبی که همه آن‌ها دغدغه کتاب داشتند و به مسایلی اعم از حق مولف، بازار کتابفروشان، کتاب‌‌سازی‌های ناشران و ... پرداخته است. در کنار این ذکر مصیبت‌ها، آذر یزدی خاطرات خود با کتاب‌فروشان، ناشران و برخی از نویسندگان را هم نقل کرده است. تمام این مطالب به همت مجید رهبانی در قالب کتابی با نام «عاشق کتاب» منتشر شده است و در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

در کنار مطالب متنوع کتاب، آذر یزدی به یکی از اختراعات خود با نام «بخاری کاغذی» نیز پرداخته است. کسانی که به یزد سفر کرده باشند اطلاع دارند که مردم این شهر به «قنات و قنوت و قناعت» شهرت دارند و آب انبارها، مسجد جامع یزد و سرزمین کویری نماد مردم این دیار است. مردمی که سختی‌های بسیار زندگی خود را با پشتکار به دل می‌خرند و در سایه آفتاب به زندگی خود ادامه می‌دهند و از یاد خدا نیز غافل نمی‌شوند. ساختن بخاری کاغذی برای خود حکایتی دارد که باید حتما آن را از زبان آذر یزدی در کتاب مطالعه کرد.

اما خاطره جالب این کتاب «پیش ادیب عشق» نام دارد. در این خاطره آذر یزدی از برخی از انتقادهایی می‌گوید که برای کتاب‌های وی نوشته شدند و از قضا مورد توجه وی قرار گرفتند. یکی از آن انتقادها که در دهه 60 در ستون روزنامه اطلاعات منتشر می‌شوند بشدت دل نویسنده یزدی را با خود همراه می‌کند. وی به دنبال نام این فرد برمی‌آید و نامه‌ای هم به روزنامه اطلاعات می‌نویسد. از قضا این ستون با امضاء مستعار «حی بن یقظان» منتشر می‌شده و برای یافتن شخصیت حقیقی این نام دست به دامن افراد بسیاری می‌شود. اما با هر کسی که از این ماجرا سخن می‌گوید به مقصود خود نمی‌رسد تا اینکه سرانجام پس از 13 سال به نام این فرد دست پیدا می‌کند: دکتر حسن حبیبی.

در کنار مسایل مختلف حوزه نشر، آذر یزدی در این کتاب از اخلاق و سیرت برخی از ناشران هم پرده بر می‌دارد. آذریزدی از زمانی که به کار پرداخت در کتاب فروشی کار کرد و با افراد بسیاری همچون محمدعلی علمی و عبدالرحیم جعفری به فعالیت پرداخت و تجربه‌‌هایی را آموخت که شاید هیچ فرد دیگری نتواند تا پایان عمر به آن‌ها دست یابد.

مهدی آذر یزدی نویسنده خلاقی بود و پس از مرگش سالروز مرگ او را روز ادبیات کودک نامیدند تا از این طریق نام او را برای نسل‌های آینده زنده نگه دارند. زنده و جاوید باد نام این مرد بزرگ.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]

شاید تا آخر عمرم هم تصور نمی کردم که یک برنامه تلویزیونی تا این اندازه روی من تاثیر بگذارد. اما از خلاف آمد عادت چنین شد و این اتفاق رخ داد. برنامه «هزار و یکشب» در شب های شنبه واقعا دیدنی است. مجری قوی برنامه به خوبی به ادبیات اشراف دارد و انصافا به موضوعات به خوبی اشاره می کند. از ادبیات داستانی در ایران گرفته تا ترجمه و متون کهن و شعر. مهمانان برنامه هم به خوبی انتخاب می شوند و این در کیفیت برنامه خیلی تاثیرگذار است.

امشب در برنامه مصطفی رحماندوست جمله ای گفت که پشتم لرزید. موضوع برنامه امشب(17 تیر 1390) برنامه به استاد مهدی آذر یزدی اختصاص داشت. در بخشی از برنامه که مجری پیامک های ارسالی را برای خوانندگان می خواند، بسیاری از بینندگان اشاره می کردند که با توجه به رواج CD  و DVD و بازی های کامپیوتری دیگر بچه ها به سمت کتاب نمی روند. برخی ها عنوان می کردند که تلویزیون مانع از ایجاد جاذبه برای کودکان جهت مطالعه و کتابخوانی می شود و .....

بعد از این صحبت ها مصطفی رحماندوست دوست داشتنی خیلی آرام و متین گفت: این کسانی که وسایل ارتباطی جدید را دلیل دوری کودکان خود از کتاب و کتابخوانی عنوان می کنند باید به این نکته توجه کنند که نقیض این حرف هم می تواند گفته شود. در حال حاضر در کشورهای پیشرفته که وسایل ارتباط جمعی در میان آنها به مراتب بیشتر از ماست، میزان سرانه مطالعه خیلی بیشتر است. با توجه به آخرین آماری که من به یاد دارم کشورهای کانادا و سوئد در میزان ساعات مطالعه در رتبه های برتر قرار دارند و ما در رتبه 90 هستیم. اگر واقعا این عامل تاثیرگذار بود چرا در آن کشورها این اتفاق نیافتاده است. از ماست که برماست. زمانی که پدر و مادر تا بوق سگ(عین کلمه مصطفی رحماندوست) می نشینند و به برنامه های تلویزیون تماشا می کنند چگونه می توانیم از کودکان خود بخواهیم که کتاب بخوانند یا بیشتر مطالعه کنند؟؟؟؟؟

چیزی نمی گویم چون هر هر حرفی اطاله کلام است. تنها یک جمله «از ماست که بر ماست». 

[ ۱۳٩۱/٤/۱۸ ] [ ۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب