سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

محمدعلی علومی از جمله نویسندگانی است که بیشتر به دلیل نگارش و پژوهش آثاری در حوزه طنز شهرت دارد. «شاهنشاه در کوچه دلگشا» و «طنز درباره پهلوی» از نمونه آثار برجسته علومی در حوزه طنز محسوب می‌شوند. اما وی در کنار طنزنویسی وپژوهش‌هایی که در این حوزه انجام داده است، دستی در داستان‌نویسی هم دارد و هر از چندگاهی رمانی را منتشر می‌کند. این نویسنده کرمانی از قضا در داستان‌نویسی خود، به شیوه ایرانیان کهن علاقه بیشتری دارد و پایه و اساس داستان‌نویسی خود را  بر روی قصه‌گویی قرار می‌دهد.

«جناب آقای دیو» محمدعلی علومی که اخیرا منتشر شده است از قضا در این فضا می‌گذرد. داستان به روایت شخصیتی به نام آقای «دیو سفید پای دربند» می‌پردازد که به دستور پدربزرگش برای تربیت و آموزش به تهران با «ط» دسته دار سفر کرده است. داستان به روایت این شخصیت و مشکلاتی که برای او پیش می‌آید می‌پردازد و در خلال داستان با خرده روایت‌هایی مواجه می‌شویم که بیشتر به قصه‌گویی شباهت دارند.

شاید بتوان در یک مقایسه کلی این طور گفت که فضای روایی داستان به مانند «هزار و یکشب» و با گوشه چشمی به این کتاب نوشته شده است. در «هزار و یکشب» شهرزاد قصه‌گو برای نجات جان خود هر شب برای پادشاه داستانی را تعریف می‌کند و با این داستان‌ها برای مرگ خود زمان می‌خرد. در رمان «جناب آقای دیو» نیز راوی تلاش می‌کند با آوردن داستان‌ها، قصه‌ها، مثل‌هایی از آثار کلاسیک ادبی ایران در درون داستان به قصه‌گویی بپردازد و خواننده را با خود همراه کند. از این رو در درون داستان بارها شخصیت‌ها برای همدیگر حکایت یا قصه تعریف می‌کنند و از این راه تلاش می‌کنند به یکدیگر پند و تجربه بیاموزند.

 این داستان به شیوه پست مدرن روایت شده است و از این منظر تفاوت بسیاری با «هزار و یکشب» دارد. در کنار روایت و کشمکش‌هایی که میان آقای دیو و دیگر شخصیت‌ها در می‌گیرد، راوی با اشاره به داستان پست مدرن، بارها به نویسندگان و جامعه ادبی به دلیل تمایل به نوشتن آثار آپارتمانی انتقاد می‌کند. از سوی دیگر تلاش می‌کند تا آن‌ها را سنت‌های ادبی داخل کشور و ریشه‌های نویسندگی در ایران ارجاع دهد. به همین جهت در مخاطب در حین مطالعه داستان بارها به یاد «هزار و یکشب» می‌افتد.

البته آقای علومی که خود یکی از شخصیت‌های نیک روزگار و از تبار کرمانیان است بارها در «جناب آقای دیو» به انتقاد از شهرنشینان تهرانی و کسانی که با خوی و خلق این شهر عجین شده‌اند و مدام در پی تلکه کردن دیگران هستند، می‌پردازد. وی در کنار این انتقاد از کسانی که همچنان در این شهر هزار رنگ ذات و اصالت خود را حفظ کرده‌اند، به تمجید می‌کند و از این روست که در پایان داستان هدیه ارزشمند به دست «آهای پسر» می‌رسد.

در حین مطالعه کتاب انسان‌ بارها به یاد این می‌افتد که واقعا چرا نویسندگان ما تا این اندازه در فُرم‌ها و بازی‌های زبانی درگیر شده‌اند و مدت‌هاست که نتوانسته‌اند آثار خوبی را تولید کنند؟ داستان‌های قدیمی خصوصا «هزار و یکشب» با سنت روایی خود حس زندگی را در انسان‌ها زنده می‌کند. این کتاب می‌تواند تلنگری باشد برای توجه بیشتر به آثاری که این روزها در فضای تبلیغات رسانه‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شوند.

[ ۱۳٩٢/٩/٢۱ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب