سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

وقوع انقلاب 1959 کوبا در اوج رقابت ایدئولوژیک میان دو بلوک شرق و غرب در یکی از جزایر دریای کارائیب که تنها 90 مایل با امریکا- بخوانید مظهر جهان سرمایه داری- فاصله داشت، در حکم بیلاخی بود به امریکایی که از مدت ها پیش بدنبال مهار نفوذ کمونیسم به خارج از روسیه و منطقه هارتلند بود. امریکایی که با پایان جنگ جهانی دوم به عنوان یک ابرقدرت و داعیه دار جهان آزاد وارد عرصه بین الملل شده بود و تلاش می کرد با ایجاد سدهایی از گسترش کمونیسم در دیگر کشورهای جهان جلوگیری کند، به یکباره در نزدیکی خود شاهد وقوع انقلابی بود که اگر چه در ابتدا چندان داعیه کمونیستی نداشت اما در ادامه همچون خاری در پای امریکاییان خلید و نه تنها خارج نشد بلکه به زخمی ناسور مبدل شد.

فیدل کاسترو در بازگشت از مکزیک اعلام کرد که برای شکست رژیم باتیستا روانه کوبا می شویم و حتی مکان پهلو گرفتن کشتی در سواحل کوبا را نیز اعلان کرد و آنجا را محل شروع انقلاب نامید. گرانما، کشتی انقلاب کوبا، در نزدیکی سواحل کوبا به گل نشست و نیروهای امنیتی باتیستا بسیاری از یاران او را تار و مار کردند اما فیدل به همراه چه گورارا و تنی چند از بقیه السیف این کارزار، 3 روز در میان علفزارها سرپا ایستادند و حتی به صورت ایستاده  قضای حاجت کردند تا سرانجام از دست نیروهای باتیستا گریختند و به کوهستان وارد شدند. به قول یکی از همراهان فیدل در آن موقعیت نیز دست از امید دادن برنداشت و اعلام کرد«پیروز می شویم.»

پیروز فیدل کاسترو و چریک های ریشو در کوبا موجی از شور و زندگی را در میان مردم امریکای لاتین برانگیخت و از پی آن گروه های انقلابی فراوانی در امریکای لاتین تشکیل شدند. این پیروزی موجی از ستایش ها را روانه کوبا کرد و روشنفکرانی چون ژان پل سارتر به ستایش از فیدل پرداختند. اما این وضعیت دیری نپایید و چندی بعد در پی دستگیری ها و سرکوب مخالفان، بسیاری لب به انتقاد از اقدامات فیدل برداشتند.  فیدل به مانند حکومت شوراها اردوگاه کار اجباری تاسیس کرده بود و مخالفان را به کود دادن مزارع و درو کردن نیشکر وادار می کرد.

دوموسلاوسکی در کتاب «تب تند امریکای لاتین» به عنوان یک گزارشگر به همه جای امریکای لاتین سرک می کشد و به پای سخنان بسیاری می نشیند؛ انقلابی سابق، انقلابی وفادار، نویسندگان سرشناس امریکای لاتین، نظامیان رانده شده از قدرت، کیششان، مهاجران گریخته از وطن، شکنجه دیدگان در زندان ها، شکنجه دیدگان میله طوطی(کسانی که هنوز خاطرات خود از اتصال جریان برق به آلت تناسلی و دیگر نقاط حساس بدنشان را از یاد نبرده اند)، مردم عادی و...... او برای تهیه گزارش های خود به کوبا، آرژانتین، شیلی، برزیل، کلمبیا، ونزوئلا و ..... سفر می کند و در هر یک از این کشورها به شرح رویدادها و شرح حال گروه های چپ می پردازد. گستردگی این طیف از کشورها و سرگذشت ها موجب شده تا گزارش های او آکنده از نقل قول های کوتاه و بلند باشد و این امر خوانش این کتاب 507 صفحه ای را بسیار سهل می کند. در این میان خواننده هیچ گاه احساس نمی کند که این گزارشگر چیزی را به او القا می کند و هیچ تلاشی نمی کند تا در برابر گفته های او موضع بگیرد زیرا اگر در جایی از زبان یکی از مصاحبه شوندگان به تمجید از شخصی پرداخته شده چند خط یا چند صفحه آن طرف تر انتقاد شخص دیگری نقل شده است.

نویسنده «تب تند امریکای لاتین» در شرح حال یکی از این تبعیدی های امریکای لاتین به اروپا اشاره می کند که داستان زندگی او دست کمی از داستان های مارکز و سبک رئالیسم جادویی(Realismo Magico) او ندارد و بعد از خواندن این سرگذشت متوجه می شویم که چگونه این منطقه موجب رشد و پرورش این شیوه نثرنویسی شده است.

دوموسلاوسکی از سویی به روایت انقلاب و گروه های چپ در کشورهای امریکای لاتین پرداخته و تلاش کرده تصویری از سوسیالیست ها و چپ های این کشورها به مخاطب بیرونی ارائه دهد. از سوی دیگر او در پی این بوده تا به تفاوت نگاه مردمان کشورهای اروپای مرکزی همانند لهستان و مردمان کشورهای امریکای لاتین به کشور آمریکا بپردازد. آمریکایی که از دید مردمان اروپای مرکزی همانند یک ناجی و افشاگر سرکوبی های و جنایات دایی یوسف در اتحاد جماهیر شوروی بود و از دید مردمان امریکای لاتین عامل بدبختی و دیکتاتورهایی چون باتیستا در کوبا، تروخیو در دومنیکنن، پینوشه در شیلی، دکتر دووالیه در هاییتی و نظامیان در برزیل و.....

آرتور دوموسلاوسکی که یکی از شاگردان مکتب کاپوشینسکی در گزارش نویسی محسوب می شود به مانند استاد خود در سرتاسر کتاب خواننده را با شگفتی های نویسندگی خود متعجب می کند به گونه ای که برخی اوقات فرو گذاشتن کتاب از دست مشکل می نماید. این کتاب را خانم دکتر روشن وزیری از لهستانی به فارسی برگردانده است و بجز برخی از اسامی و عبارات اسپانیایی که همان گونه به صورت اسپانیایی در متن درج شده اند(البته تعداد آنها به تعداد انگشتان یک دست نیز نمی رسد) و همان گونه در ترجمه کتاب به کار رفته اند، ترجمه ای خوب و روان از این اثر ارئه داده اند.

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب