سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

منطقه بالکان، مجاور دریای آدریاتیک، همسایه کشور ایتالیا و مشرف بر تنگه استراتژیک تیرانا؛ کشور آلبانی.

 دوران جنگ سرد، رقابت میان بلوک شرق و غرب، جنگ ایدئولوژیک میان کشورهای درون و برون از پرده آهنین، اختلاف در درون حزب کمونیست پس از مرگ استالین، سردی روابط میان چین و برادر بزرگتر: اجلاس بین الملل کمونیست در مسکو.

تحقیر آلبانی از سوی خروشچف، تاخیر طولانی مسکو در تحویل محموله گندم به آلبانی، تصمیم انور خوجه برای خرید گندم از فرانسه، بازتاب این اقدام در رسانه های خارجی و انتقاد  علنی انور خوجه از رویکرد مسکو در اجلاس بین الملل.

  

اسماعیل کادراه آلبانیایی، در رمان مشهور خود با عنوان زمستان سخت به توصیف این فضا پرداخته، فضایی که در دوران جنگ سرد رخ می دهد و بازتاب دهنده تنش های آن دوران است. در این رمان پُلی فونیک(چند صدایی) صدایِ متفاوت مردم آلبانی به گوش می رسد: بُسنیک روزنامه نگار و نامزدش که در آستانه ازدواج قرار دارند، عمه و پدر بُسنیک که روزگاری از کوه ها به تبلیغ انقلاب کمونیستی می پرداختند و مبارزه می کردند، برادر بُسنیک و دوستانش در کوچه ها و پاتوق معمولشان مقابل داروخانه که اوقات خود را سپری می کنند، رفتگری که نیمه شب ها خیابان ها را جارو می کشد و از کثیفی شهر می نالد، یکی از آشنایان که در اوایل انقلاب در توالت ها و دستشویی ها به پاک کردن شعارهای ضد انقلابیون می پرداخته، انور خوجه و دیگر انقلابیون و....

تمامی این صداها در این رمان شنیده می شوند و هر یک تلاش می کنند از زاویه دید خود به توصیف این رویداد و شرایط بپردازند. حتی صدای مخالفان نیز در این رمان شنیده می شود؛ ضد انقلابیونی که در زیرزمین منزل نامزد بُسنیک زندگی می کنند و با سرد شدن روابط آلبانی و کشور شوراها گوش به رادیو چسبانده اند و هر آن در آرزوی آن هستند که آلبانی درهای کشور خود را به روی کشورهای غربی باز کند و آنها از این طریق بتوانند اموال مصادره شده خود را باز پس گیرند.

این رمان در دهه 70 میلادی پس از ترجمه به فرانسوی، بشدت مورد توجه قرار می گیرد و حتی نویسنده تا آستانه دریافت نوبل نیز می رود، اما از قرار معلوم موضع گیری های دو پهلوی او در خصوص انور خوجه کار دست او می دهد و از لیست دریافت کنندگان نوبل خارج می شود.

در ایران نیز این رمان را خانم مهستی بحرینی در سال 1369 به فارسی ترجمه کرد ولی از آنجایی که کتاب به مشی شوروی نسبت به کشورهای اقماری آن انتقاد دارد، مدت 5 سال در ارشاد خاک می خورد تا اینکه در سال 1374 سرانجام از سوی نشر نیلوفر منتشر می شود. به احتمال فراوان انتشار این رمان در ایران، در روزگار پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از جاذبه های آن کاست و این امر موجب شد چندان مورد توجه قرار نگیرد و بیش از یک بار چاپ نشود و هنوز هم در نشر نیلوفر می شود باقی مانده های این کتاب را جستجو کرد.

نتیجه چنین سخت گیری در ارشاد موجب سرخوردگی مترجم و برای مدتی دوری از ترجمه آثار ادبی شد. از سوی دیگر گویا تنها زنده یاد رضا سید حسینی بود که در مجله کلک نقدی بر آن نوشت و در حاشیه آن از فرهنگ خود بینی در میان نخبگان ادبی شکایت کرد.

 

[ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب