سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

روزنامه نگار سالخورده‌ای در نودمین سال تولدش، عشق ناب را بدون دست یازیدن به معشوق ۱۴ ساله تجربه می‌کند و در پی این حادثه زندگی او تغییر می‌کند و به رستگاری می‌رسد. مارکز که استاد روایت و داستان گویی است در این داستان زندگی روزنامه نگاری را به تصویر می‌کشد که پس از عشق‌های متفاوتی که از ۱۳ سالگی- در اثر یک سهل انگاری و شاید هم کنجکاوی بیش از حد- تجربه کرده و بکارت خود را از دست داده، در ۹۰ سالگی به عشق ناب می‌رسد.

در پی این تجربه، زندگی روزنامه نگار دچار تحول و دگردیسی می‌شود و حس جدیدی در او احیا می‌شود که در نوشته‌ها و ستون یادداشت او بازتاب پیدا می‌کند. این تغییر به مزاق مخاطبان جوان خوش می‌نشیند و از آن پس بدنبال هر یک از یادداشت‌های او، موافقان و مخالفان به بحث در خصوص آن می‌پردازند و حتی پای این نوشته‌ها به یکی از برنامه‌های رادیویی نیز کشیده می‌شود.

دلگادینا، معشوق ۱۴ ساله روزنامه نگار، نه یک معشوق استثنایی بلکه دخترکی فقیر است که برای تامین هزینه‌های مالی مادر بیمار، خواهر و برادراش تن به خواسته روسا کابارکاس-گرداننده یکی از نجیب خانه‌های شهر- می‌دهد تا از این طریق از فشارهای خانواده بکاهد. دختر از فرط خستگی ناشی از کار در یکی از کارگاه‌های دگمه دوزی شب‌ها که قبل از روزنامه نگار به بستر می‌آید، به خواب می‌رود و به رغم شنیده‌ها و اندرزهای صاحب نجیب خانه، چیز تازه‌ای را تجربه نمی‌کند. در انتهای داستان روسا کابارکاس علاقه دخترک به پیرمرد را نزد او افشا می‌کند و بر شادی روزنامه نگار می‌افزاید.

انتشار این رمان در اسپانیا در سال ۲۰۰۴، چندان جنجالی به پا نمی‌کند اما ترجمه آن با سه سال تاخیر در ایران یعنی در پاییز ۱۳۸۶، منجر به بروز مشکلات و جمع آوری این کتاب از کتاب فروشی‌ها می‌گردد و اجازه چاپ مجدد نمی‌گیرد. خبر جمع آوری این کتاب که توسط کاوه میر عباسی از اسپانیایی به فارسی برگردانده شده بود و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرده بود، به سوژه‌ای برای روزنامه‌ها و مجلات تبدیل شد. این در حالی بود که کتاب با اجازه وزارت ارشاد منتشر شده بود و مجله شهروند امروز نیز در پرونده‌ای به آن پرداخت. دامنه این خبر تا اندازه‌ای بود که ویکی پدیای انگلیسی در یکی از مداخل خود که به نام این کتاب است، این واقعه در ایران را ذکر کرده است و واکنش وزیر ارشاد وقت در خصوص این کتاب را نیز درج کرده است.

این رمان گابریل گارسیا مارکز از قرار معلوم قرار نبود بدون حاشیه باقی بماند. در سال ۲۰۰۹ که قرار بود فیلمی از روی این رمان در مکزیک ساخته شود، در جامعه مکزیک بحثی پیرامون عواقب ساخت این فیلم در گرفت. مخالفان معتقد بودند که ساخت فیلم موجب افزایش کودک آزاری در جامعه خواهد شد.

این روز‌ها کتاب مارکز در ایران به راحتی در دستفروشی‌های کنار خیابان انقلاب قابل تهیه است و دوستداران مارکز می‌توانند آن را مطالعه کنند. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که شما نیز به مانند روزنامه نگار ۹۰ ساله رستگار شوید.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٦ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب