سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ


امروز به همراه یکی از دوستانم به کتاب فروشی تازه افتتاح شده افق در خیابان انقلاب که در کنار سینما سپیده قرار دارد، رفتیم. دوشنبه هفته پیش هم که از انقلاب می‌گذشتم، از کنارش عبور کرده بودم و پیش از آن هم تبلیغاتش را در همشهری داستان دیده بودم. خلاصه کاملا آگاهانه رفتیم به سمتش.

فضای خوبی داشت و هر اندازه سر گرداندم تا آشنایی یا نویسنده ای ببینم فایده‌ای نداشت چون در کل با احتساب کارمندان تعداد افراد به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید. خلاصه گشتی تو قفسه‌ها زدیم و از حق نگذریم کتاب‌ها کم نبودند و موضوعات متنوعی را شامل می‌شدند.

به همراه دوستم چند تا کتاب برداشتیم و هنگام پرداختن پول ۱۰۰ تومان هم از صندوق کتاب فروشی طلبکار شدیم که قرار شد دفعه بعد از خجالت ما در بیایند. زمانی که صندوقدار خم شد تا کیسه‌ای برای قرار دادن کتاب‌ها بردارد متوجه شدم که کتاب‌ها را در درون پاکت گذاشت. همچنان متعجب به پاکت نگاه می‌کردم که ناگهان صندوقدار گفت «بفرمایید».

پاکت را به سرعت گرفتم و به دور تا دور آن نگاهی انداختم تا سرانجام لوگوی انتشارات افق را بر روی پاکت دیدم. با دیدن این لوگو خاطر جمع از اینکه کسی سر کارم نگذاشته از کتاب فروشی خارج شدیم. به نظرم این حرکت افقی‌ها از یک سو یک نوعی اعتراض به سیل پلاستیک‌های نایلونی بود که این روز‌ها از سطل زباله گرفته تا کتاب فروشی‌ها گسترده شده‌اند و از سوی دیگر احترام به محیط زیست باشد که بار‌ها در شعار و حرف همه از آن حمایت کرده‌ایم اما در عمل همچنان اندر خم یک کوچه‌ایم. باشد که این فرهنگ در مکان‌ها و فروشگاه‌های دیگر هم گسترش پیدا کند.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب