سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ

صفحه کتاب روزنامه شرق در روز سه شنبه ۱۲ مهر، به مصاحبه‌ای از خانم خجسته کیهان اختصاص پیدا کرده بود؛ مصاحبه‌ای که در آن خانم کیهان به عادات ترجمه و کتاب‌هایی که در حال ترجمه آن‌ها بودند، پرداخته بود.

عنوان انتخاب شده برای این مصاحبه نیز جای بسی تامل داشت «هیچ وقت کتاب ترجمه‌ای نمی‌خوانم». سابقه آشنایی من با ترجمه‌های خانم کیهان به کتاب «دختر بد» یوسا بازمی گشت. سال گذشته کمی پیش از اعطای جایزه نوبل ادبی به ماریو بارگاس یوسای پرویی، آخرین اثر این نویسنده امریکای لاتین تا پیش از اعطای جایزه با  ترجمه خانم کیهان با عنوان «دختری از پرو» منتشر شد. در ترجمه انگلیسی این کتاب از اسپانیایی عنوان «Bad Girl» انتخاب شده بود و من پس از مشاهده این ترجمه و خواندن آن همیشه در این فکر بودم که چرا خانم کیهان عنوان «دختری از پرو» را برای این کتاب انتخاب کرده‌اند.

خانم کیهان همچنین اشاره کرده‌اند که این کتاب را از زبان فرانسوی ترجمه کرده‌اند و در مورد چگونگی انتخاب این کتاب و سانسور بخشی از کتاب که در ارشاد نقطه چین شدند نیز اشاراتی داشته‌اند.

اما نکته اینجاست که در حین خواندن ترجمه ایشان از یوسا متوجه اشکالاتی در ترجمه شدم که بیشتر به فارسی نویسی ایشان باز می‌گشت و مرتبا فارسی صحیح آن‌ها را در کنار کتاب حاشیه نویسی می‌کردم و در عجب بودم که آیا ناشری که این کتاب را منتشر کرده است پیش از انتشار این کتاب آن را به ویراستار سپرده است یا خیر؟

البته با گذشت یک سال پاسخ سوالم را در این مصاحبه پیدا کردم. خانم کیهان صریحا اعلام کرده‌اند که تمام زمان خود را به ترجمه و مطالعه کتاب‌های زبان اصلی اختصاص می‌دهند و وقت خود را صرف کتاب‌های ترجمه شده نمی‌کنند. ذکر این واقعیت از زبان این مترجم هر چند دردناک بود اما برای من روشن ساخت که چرا ایشان در فارسی نویسی تا این اندازه مشکل داشتند.

نکته اول اینکه، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک مترجم علاوه بر تسلط به زبان مبداء، تسط چندین برابر او به زبان مقصد است یعنی شما هر اندازه هم در زبان مبداء مشکلی نداشته باشید و به خوبی قادر باشید که متن را درک کنید، باید توانایی انتقال این جملات به زبان مقصد را داشته باشید در غیر این صورت ترجمه شما ارزشی نخواهد داشت.

حال اگر مترجمی عنوان کند که اصلا زمانی برای خواندن کتاب‌های ترجمه شده اختصاص نمی‌دهد به معنای تسلط او به زبان مقصد نیست بلکه نشان دهنده ضعف اوست زیرا با مطالعه نکردن آثار ترجمه شده از زبان مقصد دور می‌شود و رفته رفته دچار سخت نویسی می‌شود. تا آنجایی که بنده به خاطر دارم تا به حال هیچ یک از مترجمان بزرگ کشور چنین ادعای سخیفی را به زبان نرانده‌اند.

 برای مثال چندی پیش در یکی از ویژه نامه‌های روزنامه شرق مصاحبه‌ای با استاد عبدالله کوثری در خصوص ترجمه اشعار جورج سفریس انجام شده بود. آقای کوثری در این مصاحبه سبک ترجمه خود را مدیون ترجمه‌های مترجمانی چون نجف دریابندری، محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و اساتیدی از این دست می‌دانستند و به خواندن ترجمه کتاب‌های ایشان در گذشته افتخار می‌کردند. ایشان در عین حال با بیان خاطره‌ای از حسن کامشاد که در آن به آشنایی خود با شاهرخ مسکوب اشاره کرده بود، نشان می‌داد که کتاب «حدیث نفس» حسن کامشاد را نیز خوانده‌اند.

نکته‌ای که گاهی مغفول واقع می‌شود این است که زبان به مانند بشر در حال رشد و تکامل است و کسی نمی‌تواند این ادعا را داشته باشد که کاملا به زبانی مسلط است زیرا زبان در گذر زمان حتی زمان‌هایی بسیار اندک تغییر می‌کند و واژه‌های مختلفی در داخل یک زبان تولید و یا از بین می‌روند.

در ضمن خانم کیهان باید توجه داشته باشند که کتاب یوسا را از زبان فرانسوی ترجمه کرده‌اند و این بدان معناست که آن کتاب نیز کتابی ترجمه شده از زبان اسپانیایی است و این ترجمه نیز احتمالا دچار اشکالاتی است و در برگرداندن برخی جملات نیز شاید مشکلاتی داشته باشد. این نشان می‌دهد که ترجمه ایشان در وهله اول ترجمه دست اولی نیست و چه بسا مترجم فرانسوی آن نیز دچار اشتباهاتی در برگرداندن آن کتاب از اسپانیایی شده باشد.

نکته دوم اینکه، چنین استدلالی که «من کتاب‌های ترجمه شده نمی‌خوانم» آیا معنایی جز این دارد که کتاب ترجمه شده کتاب خوبی نیست و بایستی به کتاب‌های اصلی رجوع کنید. در این صورت تکلیف کتاب‌هایی که خانم کیهان ترجمه کرده‌اند چه می‌شود و ما هم با این استدلال از خواندن ترجمه‌های ایشان امتناع کنیم؟؟؟

[ ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ٩:۳٢ ‎ق.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب