سِرتق
سلام به Ratons De Bibliotecas 
قالب وبلاگ
خلیل جوادی

یه روز خدا میخواس بیاد بشینه
آدم و حوا رو بیافرینه

وقتی اومد مشغول کارش بشه
خواس یه فرشته دستیارش بشه

تو جرگه فرشته ها نگا کرد
از تو اونا یه کارگر جدا کرد

گف:برو ظرفو پُر خاک رُس کن
آب هم بریز یه خورده گل درس کن

فرشته با کمال میل پا شد
برای تعظیم یه ذره تا شد

با هیکل قشنگ و خوش قواره
فرغونو ور داش بره خاک بیاره

فرشته هه خاکا رو آورد نشست
هر چی تونست تو خاک رُس آب بست

همینه که جنس بشر خرابه
دو سوم کل وجودش آبه

اگه یه جاش سفته هزار جاش شُله
تقصیر اون فرشته ی مُنگله

خلاصه، کار گِل به آخر رسید
می گن خدا یه ذره هم توش دمید

به خاطر همینه یک عالمه
هوا تو کله این آدمه

نمی دونم خدا چه قصدی داشته
که آدما رو سر کار گذاشته

از سر طعنه گفته باریکلا
جدی نگفته، شوخی کرده والا

خودش می گه بشر هبوط کرده
با کله رو زمین سقوط کرده

میگن مُخش حسابی ضربه خورده
خوبه که زنده مونده و نمرده

اما حالا همین خُل و دیوونه
فک میکنه خدای دنیا اونه

بشر مث یه ماهی توی برکه س
فک می کنه دنیا همینه و بس

اون که به برکه خودش راضیه
محاله که بفهمه دریا چیه

پاشو برو تو آسمونا یه سر
تلسکوپ ام اگر تونستی ببر

برو یه چند تا کهکشونو رد کن
زمینو از اونجا بشین رصد کن

زمین به قد یه سر سوزنه
بشر یه صد هزارم ارزنه

میتونی اون بالا یه کم بشینی
دیکتاتورای کوچیک رو ببینی

به کار آدما از اون بلندی
هی بزنی به روی پات بخندی

الان تا اونجایی که یاد بنده س
شیر اگه آدم بکشه درنده س

اما از اونجایی که عقل داره-
آدم اگر شیر بکشه، شکاره

هی به خودش نمره عالی میده
جونورا رو گوشمالی میده

الاغ بدبختو به هر بهونه
رونشو می بنده به تازیونه

خدا وکیلی راحته براتون؟
زنگوله بندازن تو گردناتون

قبیله تون تو جاده ها قطار شه
شُتر بیاد رو کولتون سوار شه؟

خدا اگر ببینه شیر تو شیره
ممکنه عقلو از بشر بگیره

بشینه از روی حساب و نقشه
عقل ما رو به حیونا ببخشه

یه روز صُب از خواب پا میشی می بینی
بشر دوباره رفته غار نشینی

دیگه باید ترک تجمل کنی
هر چی که پیش میاد تحمل کنی

ببر اومده دنیا رو دست گرفته
حقشو از آدما پس گرفته

اما تو روحت هم خبر نداره
بلند میشی بازم می ری اداره

میری تو اتاق ترتمیزت
می بینی خر نشسته پشت میزت

به جان تو جناب خر حقشه
حقشه که مدیر کلت بشه

شک ندارم اگر دو روز بگذره
می گن از این قبیله بهتر تره

شیر اگه پستی بپذیره آنی
دنیا میشه یه جنگل جهانی

جونورا صاحب قدرت میشن
جنگا دیگه فقط میشه تن به تن

تفنگار و جم می کنند دو روزه
می برن و می چیننش تو موزه

برای اینکه روز خوش ببینن
سلاح هسته ای رو ور می چینن

لباس قانونو به تن می کنن
خوردن گوشتو قدغن می کنن

وقتی ببینی چاره ای نداری
می ری می افتی به گیاه خواری

می بینی آدما کنار خرن
دارن با هم توی چمن می چرن

یه دفعه ای ممکنه روباه شَل
بشه رئیس سازمان ملل

کاپیتولاس یون بشر باطله
کسی شپش هم بکشه قاتله

ممکنه طبق مصلحت موش کور
بشه توی این دنیا رئیس جمهور

نگو که موش کور سواد نداره
می گیم یکی بره براش بیاره

یه دونه دکترای آکسفوردی
یکی دو دست هم لباس لردی

لباسو رو تنش کنه ماه بشه
رئیس جهمور چی چیه، شاه میشه

میای خونه خرد و خمیر و خسته
می بینی کرگدن به جات نشسته

رو مبلتون یه پنگوئن لمیده
یه گوشه هم الاغ دراز کشیده

اون طرف هم بوقلمون یه کاره
رفته نشسته پای ماهواره

بیاییم از این به بعد عادت کنیم
حقوق حیوونو رعایت کنیم

دیگه رو حق مورچه پا نذاریم
برای سوسکا دمپایی نیاریم


[ ۱۳٩٠/٦/۱٦ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ سیده سمانه حسینی فرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

کتابخوان و کارمند حوزه فرهنگ
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب